پارت پنجم

پارت پنجم

صبح
از زبان ات
از وقتی یونگی بهم اون حرفا رو زد منم مجبور شدم که از هوپی جدا شم اخه چرا زندگی من اینطوری از دیشب تا الان خواب به چشمم نیومده همش گریه کردم

(خب بیاین یه فلش بک بزنیم به عقب که بفهمیم یونگی به ات چی گفته که ات مجبور شده از جیهوپ جدا بشه)

فلش بک به وقتی که یونگی همراه ات رفت برای هوپی چایی بیارن

یونگی : ات اگه از جیهوپ جدا نشی هم اونو میکشم هم تورو

ات : چی مگه توهم مافیایی

یونگی : آره هکر جیهوپ هستم ولی من تو با اونو نمیکشم آدم کش حرفه ایمون تو و اونو میکشه پس وقتی رفتیم باید بهش بگی میخوام ازت جدا بشم و بر گردم پیش یونگی حتی تو تونه هم باید باهام درست حرف بزنی وگرنه جفت تون رو با یه تیر خلاص میکنیم

ات : با...باشه حو..حواسمو جمع میکنم

یونگی : آفرین دختر خوب

پایان فلش بک

یونگی : هعییی ات بیداری

ات : بله بیدارم با من کاری داشتین

یونگی : آره بیا صبحونه بخور

ات : چشم الان میام

یونگی : منتظرم فقط دیر نکن

ات : چشم

خلاصه صبحونه خوردیم یونگی گفت باید بریم بیرون اونجایی که داریم میریم باید منو جاگیا صدا کنی منم چاره ای نداشتم قبول کردم

.....‌‌‌......


خب اینم از این پارت تا پارت بعدی فعلا
😘😘به تک تکه کیوتام
دیدگاه ها (۰)

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتاز کافه بیرون اومدیم و جیهوپ کنار...

سناریو درخواستی

#میکاپ_آرتیست_من

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

پدر خوانده فصل دو

عشق مافیا:))پارت اول: روزی آفتابی دختری به نام ات در راه برگ...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط