چشمهایم تمام حادثه بود

چشمهایم تمام حادثه بود
بین روزهای تلخ و تکراری
باز شب شد دوباره من هستم
وای از این امتداد بیداری
من صدای غریب بارانم
بین پاییز سرد این کوچه
شکل هایی شبیه آدمها
مرد بی خانمان سیگاری
ساعت اضطراب یک مردم
لحظه های سکوت،یک سایه
من تمامم پر از شکایت بود
یک جهان انزجار و بیزاری
خط صافی که خط پایان است
آخرش در نگاه من پیداست
بگذر از من تمام من مرگ است
وای از این امتداد بیداری
دیدگاه ها (۶)

چشمهایم تمام حادثه بودبین روزهای تلخ و تکراریباز شب شد دوبار...

سایه‌افکند،پوچیُ دوری انداخت روزگارنامرد بینِ نیمه نصفه هاما...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

سریال ترکی

#اخرین_پست_امشب 🙏🏻🌹بعضی شب‌ها، آدم فقط دلش می‌خوادشهر بخوابه...

کپی ممنوع

کپی ممنوع

من تو را ، باز تو را ، باز تو را میخواهم ..❤️🗓 #جمعه:۱۷ مهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط