از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟

از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
آمد به فغان ز دست ما ساغر ما
دیدگاه ها (۰)

تا ظن نبری که مشکلی نیست مرادر هر نفسی درد دلی نیست مرامشکل‌...

ای دوست، به دوستی قرینیم تو راهر جا که قدم نهی زمینیم تو راد...

ای دوست، فتاد با تو حالی دل رامگذار ز لطف خویش خالی دل رازیب...

سودای تو کرد لاابالی دل راعشق تو فزود غصه حالی دل راهر چند ز...

خیام اگر ز باده مستی ، خوش باش

عاشقانه های شبنم

آورده خبر راویکو ساغر و کو ساقی؟دوری به سر آمد..از او خبر آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط