یه شب

یه شب
یه لباس عروس سفید
یه داماد که دوسش نداری
دستت تو دستاشه
قطره های اشک زیر تور لباس عروس
قلبی که میخواد دیگه نزنه
قدمای سست
چشای سرخ
آرایش به هم ریخته
صدا بلند آهنگ
دست و جیغ و سوت جمعیت
خنده های بابا
قربون صدقه ی مامان
قر دادن های آجی
چشای غم دار داداش
(داداش میدونم ناراحتی ولی این آخرین راه بود برا اینکه دیگه سراغش نرم)
-داداشی
+جون دلم آجی گلم
-خوشحال نیستی آجیت عروس شده
+هه آره عروس شدی.....ولی آجی دوسش نداری چرا جواب بله دادی آجی دوسش نداری به خدا نداری داری داغون میکنی خودت و
-هیییییس داداشی بخند نگاه کن همه شادن دارن میخندن نزار این شادی خراب بشه داداشی ببین بابام امروز بعد 6 سال بغلم میکنه
مامانم بعد 6 سال قربوت صدقم میره و سرم و میزاره رو شونش
آجیم داره واسه عروسی خواهرش اون وسط قر میده
داداشی من اینا رو فقط امشب دارم بیخیال قلب داغونم بیخیال حال خرابم بیخیال اینکه این مردی و که امشب میخوام عروس خونش بشم و دوست ندارم بیخیال همچی داداشی بخند
+چطوری بخندم آجی من در حالی که صورت تو زیر تور این لباس عروس لعنتی خیسه خیسه.....
-سکوت :((((
دیدگاه ها (۹)

تکپارتی 🌹«رز کوچولوی من»🌹چند بار خودتو جلوی اینه چک کردی، ل...

دختر کوچولوم

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

زیبای کوچک فریبکار

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁷روزِ ...

پارت ۳۲

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط