لب دوختیم و خیره به چشمان هم شدیم

لب دوختیم و خیره به چشمان هم شدیم

نازم به این سکوت که با گفت وگو گذشت...

#یدالله_مفتون_امینی
دیدگاه ها (۱)

کـم حوصله ام ؛ مثل گلـی اول پاییـزقصـری که مقارن شده با حمله...

مرا فراموش خواهی کرداز من جدا خواهی شد..پس مرا از غارم بیرون...

مرا بعد از خودت، بی چتر و بی تن پوش نگذاریکه سرمای بدی دارد،...

چنان تنهایِ تنهایم که حتینیستم با "خود" ....#مهدی_اخوان_ثالث

من شدم مست دو چشمان سیاهکه جهان را به نگاهی بزدودشب من خیره ...

…..........ولی من این بار نگران خودممنگران سکوتِ ناگهانی و خ...

دینشون انسانیته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط