می خوابی و

می خوابی و
نمیدانی
دلم
به چشم هایت خوش است

#مرضیه_همایونی
دیدگاه ها (۹)

چه جان سختم که بعد از رفتن تو، باز جان دارم!ولی از تو چه پنه...

پی به راز سفرم بُرد و چنان ابر گریستدید باز امدنی در پیِ این...

.آدم یک روز چشم هایش را می بندد و دست هایی را رها می کند،با ...

من روزگار غربتم را دوست دارماین حس و حال و حالتم را دوست دار...

#صبح_بخیر جانان من!نمیدانی صدایت چه بوسیدنی می شود،وقتی با ا...

ایسو جانم عزیزم زندگیم خانم عزیزت به کجا خوش اومد؟به رخت خوا...

چه اندوهی را تحمل می‌کنی کهچشم‌هایت این‌چنین غمگین است؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط