آروم دور خودم می چرخم 

آروم دور خودم می چرخم 
به انتظار اینکه اتفاق بدی بیافته و امشب هم سپری بشه 
می ترسم 
می ترسم این اتفاق بیشتر از ظرفیتم باشه 
و منو به تیمارستان بکشونه 
به اتاقی پوشیده از بالشتک های ابری و سفید 
با دستهای بسته 
این موزیک چهره ی همه ی کسانی رو که از دست دادم 
جلو چشمم می یاره 
همچنان وحشت زده ام 
و چهره ی اونا می یاد تو ذهنم 
بهم یاداوری می کنه 
" من بهترین ها رو از دست دادم 
... موزیک بعدی بهم می گه ببین 
اطرافتو ببین 
انگار وسط یه برهوتی 
این خیابون چه تفاوتی با یه برهوت داره 
راهمو می کشم و می رم
دیدگاه ها (۱)

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۶۴

سناریو باجی کیسوکه

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

زیبای کوچک فریبکار

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط