دنبال اونی من میگیرید
_دنبالِ اونی من میگیرید ؟
دختر کوچولو ی زیبایی ، با موهای مشکی براق و چشمای مجذوب کننده و گیراش به اون نگاه میکرد..
دختر کوچولو آبنبات چوبی ای که دستش بود روی یک دور داخل دهنش چرخوند و دوباره شروع به حرف زدن کرد:
_اونی ،نگفتهبود با یه اوپای خوشتیپ قرار میزاره..
کوک ابروهاش بالا رفت..
تک خنده ای کرد و دوزانو مقابل اون نشست..
_بگو ببینم.. اونیت کجاست؟
_ولی مگه شما دوسپسرش نیستین؟ چرا از من میپرسین که کجاست؟
جونگ کوک قیافه متفکرانه ای به خودش گرفت و خطاب به اون گفت:
_یکار مهم باهاش دارم اما پیداش نمیکنم..
موهای اونو نوازش کرد ..
_حالا بهم میگی کجاست؟
_اوممممم.. خبب.. اگه بهم آبنبات بدین، میگم.
سری تکون داد و فورا گفت:
_حتما..
واقعا ممنونم از کسایی که حمایت میکنن و واقعا معذرت میخوام برای تاخیری که بین پارت ها میوفته..
همونطور که میدونین الان آخر ساله و امتحانای شهریور شروع شده و باید برای خرداد آماده شیم.. و ازونجایی که رشته ی من هنریه یکمی دردسرم بیشتره.
غیر از اینا یسری مشکلات خانوادگی هم داریم که بیشتر از هر چیزی ذهنمو مشغول کرده...
در کل ممنونم از درک بالاتون🍓❤️🩹
دختر کوچولو ی زیبایی ، با موهای مشکی براق و چشمای مجذوب کننده و گیراش به اون نگاه میکرد..
دختر کوچولو آبنبات چوبی ای که دستش بود روی یک دور داخل دهنش چرخوند و دوباره شروع به حرف زدن کرد:
_اونی ،نگفتهبود با یه اوپای خوشتیپ قرار میزاره..
کوک ابروهاش بالا رفت..
تک خنده ای کرد و دوزانو مقابل اون نشست..
_بگو ببینم.. اونیت کجاست؟
_ولی مگه شما دوسپسرش نیستین؟ چرا از من میپرسین که کجاست؟
جونگ کوک قیافه متفکرانه ای به خودش گرفت و خطاب به اون گفت:
_یکار مهم باهاش دارم اما پیداش نمیکنم..
موهای اونو نوازش کرد ..
_حالا بهم میگی کجاست؟
_اوممممم.. خبب.. اگه بهم آبنبات بدین، میگم.
سری تکون داد و فورا گفت:
_حتما..
واقعا ممنونم از کسایی که حمایت میکنن و واقعا معذرت میخوام برای تاخیری که بین پارت ها میوفته..
همونطور که میدونین الان آخر ساله و امتحانای شهریور شروع شده و باید برای خرداد آماده شیم.. و ازونجایی که رشته ی من هنریه یکمی دردسرم بیشتره.
غیر از اینا یسری مشکلات خانوادگی هم داریم که بیشتر از هر چیزی ذهنمو مشغول کرده...
در کل ممنونم از درک بالاتون🍓❤️🩹
- ۴.۳k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط