حکایتی از گلستان سعدی به مناسبت #روز_طبیب

حکایتی از گلستان سعدی به مناسبت #روز_طبیب

یکی از ملوکِ عَجَم طبیبی حاذق به خدمتِ مصطفی، صلّی‌ الله‌ُ عَلَیْه‌ِ و سَلَّمَ، فرستاد.
سالی در دیارِ عرب بود و کسی تَجْرِبه پیشِ او نیاورد و معالجه از وی در‌نخواست.
پیشِ پیغمبر آمد و گله کرد که: مر این بنده را برای معالجتِ اصحاب فرستاده‌اند و در این مدّت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معیَّن است، به جای آوَرَد.
رسول، علیه‌السّلام، گفت: این طایفه را طریقتی است که تا اشتها غالب نشود، نخورند و هنوز اشتها باقی بُوَد که دست از طعام بدارند.
حکیم گفت: این است موجبِ #تندرستی.
زمین ببوسید و برَفت.

سخن آن گه کُنَد حکیم آغاز
یا سرانگشت سویِ لقمه، دراز

که ز ناگفتنش خلل زاید
یا ز ناخوردنش به جان آید

لا‌جَرَم حکمتش بوَد، گفتار
خوردنش تندرستی آرَد بار


✍️ #سعدی ؛ «گلستان» باب سوم در فضیلت قناعت 

🗓️ روز پزشک روز بزرگداشت #ابن_سینا


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#حکایت #پزشک #طبیب #بیمار #سلامتی
دیدگاه ها (۰)

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

ترا چون من فراوانند - مرا چون تو کجا باشد

بر خلایق لطف کردی، منتها #بر_عکس شد!پاسخ «خوبی» نمی دانم چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط