آن گیسوان بلندت را

آن گیسوان بلندت را
نمی خواهم
اما آنها را کوتاه نکن



آن چشم های قشنگت را
نمی خواهم
اما از عشق چشم مپوش



آن غنچه لبان ت را .. هم
اما همچنان با شعر حرف بزن


دوستت دارم
و می دانم
که سهمم از تو
همان لحظه هایی است
که اجازه دادی
زیر باران
با خودم
بی نقاب
در خیابان
خیس قدم بزنم
و شعر زندگی کنم
دیدگاه ها (۱)

زن زیبا راــ مثل باران ــباید بیگدار عاشق شدسریع دوست داشتب...

تا کی به تماشا سر بازار بمانم؟من حسن تو را چند خریدار بمانم؟...

می پرسیکه چرا چشمانم را می بندموقتی به تو فکر می‎کنم ،با چشم...

ساعتت رااز مچ ت بردارتقویم را از دیوارهر شب ،موهایت رابر لحظ...

تک پارتی از ساتورو گوجو! ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆#فیک_انیمه #انی...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط