نیامدی کنار من ، رسید سـال دیگری

نیامدی کنار من ، رسید سـال دیگری
برای این بهار خود ، کنم خیال دیگری

برای با تو بودنم ، زدم به هر دری، ولی
شده نصیب بخت من،به قرعه فال دیگری

شکسته پر شدم ببین ، در امتداد روزها
به فکر ماندنت و تو ، به فکر بال دیگری

تمام زندگی ِ من ، شده شبیه احتمال
میان آن همه اگر ، شدی محال دیگری

چه فایده از این همه ، روایت غریـبی ام
نوشتم این غزل و تو ، درون حال دیگری

نیامدی که بنگری ، تمام شد جوانی ام
طلوع کن بهار من ، رسید سـال دیگری...
دیدگاه ها (۸)

بغلت گریه ی خاموش چه حالی داردغزل و بوسه و آغوش چه حالی دارد...

‌ عاشقی یک نوع قمار زندگیست"گر ببازی عاقبت افسرده گیست"من نش...

دوستت دارم گلم این حس زیبا مال تو آرزو دارم تمام بهترین ها م...

کیستی در دل شب نام تو نجوایِ من است؟نیستی و همه شب عشق،تمنای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط