شیرین شدم امشب نشدی باز تو فرهاد

شیرین شدم امشب نشدی باز تو فرهاد
ای کوهکنم ! نقش مرا برده ای از یاد ؟
.

هر بار که با شوق سرودم غزلی ناب
افسوس نبودی و غزل از دهن افتاد !
.

تا جامه ای از شعر کشیدم به بر تو
ابیات همه بوی تن فاصله می داد
.

من ساخته ام از تو زبان دگری را
هر واژه تَرَک خورده و هر قافیه ناشاد
.

آن باد که از دست تو انداخت زمینم
ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد
دیدگاه ها (۷)

تورا چون نسیم صبا دوست دارم تورا چون حدیث وفا دوست دارمچو حل...

بیا دستی ز دلسوزی به موهایم بکش جانمبیا این خستگی‌ها را بده ...

آخر از عشق خودت پیر هنم بخشیدیگل شدی عطر خوشت را به تنم بخشی...

بگذار که چشمـان تو را وام بگیرمبا دیدن دنیـای تو آرام بگیرمت...

«گویی تمامِ آسمانِ پناه و امنیت، از میانِ انگشتانِ من سُر خو...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط