حالِ آدم که دست خودش نیست ...!

حالِ آدم که دست خودش نیست ...!
عکسی می‌بیند ...
ترانه‌ای می‌شنود ...
خطی می‌خواند ...
اصلن هیچی هم نشده یکهو دلش ریش می‌شود !
حالا بیا وُ درستش کن ...!
آدمِ دلگیر ، منطق سرش نمی‌شود !
برای آن‌ها ،
که رفته‌اند آن ها که نیستند، می‌گرید ...!
دلتنگ می‌شود ،
حتی برای آن‌ها که هنوز نیامده‌اند ...!!
دل که بلرزد ،
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست ...!

این وقت‌ها ،
انگار کنارِ خیابانی پُر تردُد ایستاده‌ای ،
تا مجال عبور پیدا کنی ...
هم صبوری می‌خواهد هم آرامش ،
که هیچکدام نیست ...!
آدم تصادف می‌کند ،
با یک اتوبوس خاطره‌های مست ...!
دیدگاه ها (۲)

موهایت را ببافبگذار جهان دوباره آرام بگیرد ...

کاش همه ی زنها مردی را داشتند که عاشقشان بود ...مردی که حرفه...

بغض!واژه‌ی عجیبیست ..غم و دردش در تک تک حرفهایش حس میشود ..و...

وقتی نیستی، یجوریه که انگار هستی، وقتی هستی ،انگار هیچ کس نی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊³اگر همه جا تاریک بود، دوباره بنگر شاید نور، خو...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

حال آدم که دست خودش نیست!عکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می ...

حال آدم که دست خودش نیست عکسی می بیند ترانه ای می شنود خط...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می‌بیند، ترانه‌ای می‌شنود، خطی ...

شهریار بهروز :حال آدم که دست خودش نیستعکسی می‌بیند، ترانه‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط