دوستی می گفت خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید

دوستی می گفت خیلی سال پیش که دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتندتعدادی هم برای محکم کاری دو بار این کار را انجام میدادند، ابتدا و انتهای کلاس ، که مجبور باشی تمام ساعت را سر کلاس بنشینی.هم رشته ای داشتم که شیفته ی یکی از دختران هم دوره اش بود.هر وقت این خانم سر کلاس حاضربود، حتی اگر نصف کلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت:... استاد همه حاضرند!و بالعکس، اگر تنها غایب کلاس این خانم بود و بس، می گفت:استاد امروز همه غایبند، هیچ کس نیامده!در اواخر دوران تحصیل ازدواج کردند و دورادور می شنیدم که بسیار خوب و خوش هستند.امروز خبردار شدم که آگهی ترحیم بانو را با این مضمون چاپ کرده است:""هیچ کس زنده نیست ... همه مردند""
دیدگاه ها (۳)

پیرمردی تنها در مزرعه ای زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب...

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون ...

ﻋﺸﻖ ﻣﺜﻞ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺸﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ﺍﻣﺎﻫﻤﯿﺸ...

امام علی (ع) :توکل بر خداوند، مایه نجات از هر بدى و محفوظ بو...

رمان

#سایه‌ای_پشت_لبخند پارت : ۱ صبح اولین روز ترم جدید، محوطه دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط