دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،
هی فال زدم، فال زدم، تا تو بیایی! "حافظ" خبری از تو ندارد که بگوید ،
میترسم از این بی خبری، ماه رهایی!

از من که دچارت شده ام یاد نکردی،
در وقت سفر با غزل تلخ جدایی!

با این همه تنهایی و رسوایی و دوری،
"شاعر" شده ام تا که بگویم که خدایی!

خال لب تو نقطه ی پرگار وجود است،
اصلا تو خودت دایره ی قسمت مایی...
دیدگاه ها (۷)

*این شبها دلم .......!خیلی اغوشت را بهونه می کند ...تا در ان...

**گاهی یک نفر .......!با کلامش ......با گرمای صداش .....با "...

وای از آن لحظه که کارَت به نگاهی بکشدکار و بارت به غمِ چشم س...

خواستم پنجــــره را باز کنم گفتی نهجای ِ مهتاب تو را ناز کن...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،هی فال زدم، فال زدم، تا تو...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،هی فال زدم، فال زدم، تا تو...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،هی فال زدم، فال زدم، تا تو...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،هی فال زدم، فال زدم، تا تو...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،هی فال زدم، فال زدم، تا تو...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،هی فال زدم، فال زدم، تا تو...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوانهی فال زدم، فال زدم، تا تو ...

دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،هی فال زدم، فال زدم، تا تو...

..دیوانه شدم در طلبت بس که به دیوان،.هی فال زدم، فال زدم، تا...

در مجلس خوبان، تو چه کردی که شنیدم،شرمنده ی لطفت شده صد "حات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط