تا مرا دید گفت ...شیشه عمر دست توست...تنهایم نگذار.....
تا مرا دید گفت ...شیشه عمر دست توست...تنهایم نگذار.....
امامگراودیو بود...
ازان روزدیگر ازاودورشدم....
انگار شیشه عمرش را شکستم....
اما مگر او دیو بود
امامگراودیو بود...
ازان روزدیگر ازاودورشدم....
انگار شیشه عمرش را شکستم....
اما مگر او دیو بود
- ۴۲۲
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط