سناریو درخواستی

سناریو درخواستی

وقتی تا دیر وقت میخوری و مس.ت دیر وقت برمیگردی خونه(عضوهشتم)

نامجون: اگه پی دی نیم بفهمه زنده ات نمیزاره

جین: دو روز از غذا خبری نیست

شوگا:(بچم خوابه قربونش برم)

جیمین : اونقدر استرس گرفته بودم که ۶ بار از روی صندلی افتادم

جیهوپ: سانشاینم خیلی نگرانت شده بودیم دیگه تنهایی تا این وقت شب اونم مست بیرون نباش یا حداقل یه خبری بده که بیایم دنبالت

تهیونگ: دیگه خبری از گیم زدن نیست

جونگ کوک: یا باید برام ۱۰ بسته ۱۰ تایی شیرموز بگیری وگرنه به پی دی نیم میگم که مس.ت کرده بودی تنها و بیرون از خونه و شب هم دیر برگشی
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴ (سرنوشت)

وقتی تولدت بودو..

#عشق_بعد_نفرت پارت: 7ویو اتبزور پسرا نشستم برای استراحت بعد ...

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

Multi-Part: 1When you were pregnant, you went to the gym wit...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط