مدرسه که میرفتیم ،

مدرسه که میرفتیم ،
هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلممون میگفت "مواظب باش خودتو جا نذاری"
و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم!
بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جاگذاشتیم؛
توی یه کافه،
توی یه خیابون،
توی یه خاطره...


┄┅┅┄┅✶ ❤️✶┅┄┅┅┄
❤️ @axseprofaail ❤️
┄┅┅┄┅✶☝️🏻✶┅┄┅┅┄
دیدگاه ها (۱)

گاهی ادای رفتن در می آوری فقط خودت میدانی که چمدانت خالیست و...

دلهای ما که بهم نزدیک باشند؛دیگر چه فرقی میکند که کجای این ج...

من عاشقِ همان "دوستت دارم" هایی هستم، که نمی گویی! که با نگا...

really love part³³بلاخره بحث تموم شدچرا؟چون جیمین یادش اومد ...

my ex p.89از زبان ا.ت.........اونجا بود که ما فهمیدیم داریم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط