۲ ستاره و ۳ ماه
۲ ستاره و ۳ ماه
پارت۳۷
جززز دامیان و دمیتریوس
لوید[چیییی دامیان و دمیتریوس چطور ممکنه هندلر به من چیزی نگفتت شاید کمی اطلاعات جور کنم ازشون؟نه نه اینجوری ضایع میشه پس خودم رو یه آدم معمولی مهربون و همینطور به عنوان لوید فورجر بابای آنیا و آیسا جلوه میدم]
دامیان یه قدم رفت جلو:سلام آقای فورجر
لوید:او سلام دامیان خوبی اردو خوش گذشت؟
دامیان:بله آقای فورجر
دمیتریوس: فو...فور..فورجر؟با آیسا نسبتی دارن؟
دامیان روشو برگردوند:معلومه دیگه باباشه اسکل(نیمه داد)
دمیتریوس: اینجوری با داداشت حرف نزن وایسا ببینم چیی؟گفتی باباشه؟
دامیان:آره
لوید:خب من هنوز خودم رو معرفی نکردم آقای دمیتریوس من لوید فورجر پدر آیسا فورجر هستم
(تو همون حالتی که خودشو به داناوان معرفی کرد)
[عوضی حالا منو دیده تعجب کرده فکر کرده دختر من بی پدره؟؟؟نه آروم باش تاسوگاره فقط بخاطر ماموریت]
دمیتریوس [اگه فکر کنه بی اجازه دخترشو بوسیدم ک..ک..کلمو میکنه🥲🫨 ولی وایسا باید خودمو تو دلش جا کنم که منو آدم مناسبی بدونه]
دمیتریوس: خوشبختم دمیتریوس دزموند
لوید:من از قبل میشناختمت[حتی اون موقع که بوسیدیش هم میشناختم عوضی]
دمیتریوس: او که این طور
بازی شروع میشه*
کمی میگذره و
اول لوید پنج گلو میزنه
دامیان دمیتریوس چشاشون گرد شده بود
دامیان:چ...چ...چطوری
چطوری ۵ گلو درجا زد
و بعد هم دامیان و دمیتریوس بخاطر انیا و ایسا تا به چشم لوید بیان به زور هر کدوم یه گل میزنن
لوید:بچه ها کارتون خوبه ها
دامیان و دمیتریوس:ما به پای شما هم نمیرسیم
و بعد لوید ۳ گل دیگه زد
دامیان و دمیتریوس 😵💫
لوید:خوبین
دامیان و دمیتریوس: چطوری انقد گل زدیییی نکنه دستگاه گل زن داریییی
لوید:هه هه[زیاده روی کردم؟؟؟ به نظرم کم بود که]
۵ دقیقه بعد بین نیمه اول و نیمه دوم
دمیتریوس در گوش دامیان آروم:نزار اونکاری که اون رو کردم رو بدونه
دامیان: در مورد چی حرف میزنی؟
دمیتریوس: خودت رو به اون راه نزن
دامیان:آها اون بوسه اگه بفهمه چی میشه
دمیتریوس: کلمو میکنه احمق
دامیان:هه ازت آتو دارم
دمیتریوس: اگه بخوای بگی منم اون فحش هارو به بابا میگم
دامیان🫨.نه من غلط بکنم به آقای فورجر چیزی بگم
که اون لحظه لوید پشت سرشون بود
لوید:غلط بکنی چی رو به من بگی؟
پارت۳۷
جززز دامیان و دمیتریوس
لوید[چیییی دامیان و دمیتریوس چطور ممکنه هندلر به من چیزی نگفتت شاید کمی اطلاعات جور کنم ازشون؟نه نه اینجوری ضایع میشه پس خودم رو یه آدم معمولی مهربون و همینطور به عنوان لوید فورجر بابای آنیا و آیسا جلوه میدم]
دامیان یه قدم رفت جلو:سلام آقای فورجر
لوید:او سلام دامیان خوبی اردو خوش گذشت؟
دامیان:بله آقای فورجر
دمیتریوس: فو...فور..فورجر؟با آیسا نسبتی دارن؟
دامیان روشو برگردوند:معلومه دیگه باباشه اسکل(نیمه داد)
دمیتریوس: اینجوری با داداشت حرف نزن وایسا ببینم چیی؟گفتی باباشه؟
دامیان:آره
لوید:خب من هنوز خودم رو معرفی نکردم آقای دمیتریوس من لوید فورجر پدر آیسا فورجر هستم
(تو همون حالتی که خودشو به داناوان معرفی کرد)
[عوضی حالا منو دیده تعجب کرده فکر کرده دختر من بی پدره؟؟؟نه آروم باش تاسوگاره فقط بخاطر ماموریت]
دمیتریوس [اگه فکر کنه بی اجازه دخترشو بوسیدم ک..ک..کلمو میکنه🥲🫨 ولی وایسا باید خودمو تو دلش جا کنم که منو آدم مناسبی بدونه]
دمیتریوس: خوشبختم دمیتریوس دزموند
لوید:من از قبل میشناختمت[حتی اون موقع که بوسیدیش هم میشناختم عوضی]
دمیتریوس: او که این طور
بازی شروع میشه*
کمی میگذره و
اول لوید پنج گلو میزنه
دامیان دمیتریوس چشاشون گرد شده بود
دامیان:چ...چ...چطوری
چطوری ۵ گلو درجا زد
و بعد هم دامیان و دمیتریوس بخاطر انیا و ایسا تا به چشم لوید بیان به زور هر کدوم یه گل میزنن
لوید:بچه ها کارتون خوبه ها
دامیان و دمیتریوس:ما به پای شما هم نمیرسیم
و بعد لوید ۳ گل دیگه زد
دامیان و دمیتریوس 😵💫
لوید:خوبین
دامیان و دمیتریوس: چطوری انقد گل زدیییی نکنه دستگاه گل زن داریییی
لوید:هه هه[زیاده روی کردم؟؟؟ به نظرم کم بود که]
۵ دقیقه بعد بین نیمه اول و نیمه دوم
دمیتریوس در گوش دامیان آروم:نزار اونکاری که اون رو کردم رو بدونه
دامیان: در مورد چی حرف میزنی؟
دمیتریوس: خودت رو به اون راه نزن
دامیان:آها اون بوسه اگه بفهمه چی میشه
دمیتریوس: کلمو میکنه احمق
دامیان:هه ازت آتو دارم
دمیتریوس: اگه بخوای بگی منم اون فحش هارو به بابا میگم
دامیان🫨.نه من غلط بکنم به آقای فورجر چیزی بگم
که اون لحظه لوید پشت سرشون بود
لوید:غلط بکنی چی رو به من بگی؟
- ۱.۰k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط