دهمین قهوه ی تلخ و نگرانم که چرا باز

دهمین قهوه ی تلخ و ، نگرانم که چرا باز

تَهِ فنجان من از بوسه ی تب دارِ تو خالی ست

#آرش_مهدی_پور

#عاشقانه_های_پاک #عاشقانه #عشق
دیدگاه ها (۱)

بگذار به حال ما سیر بخندد دنیا درهای خوشی به روی ما ببندد دن...

در چشم من آمد آن سهی سرو بلندبربود دلم ز دست و در پای افکندا...

قهوه و شعر و خیال تو و این باد خنکلبخند بزنقهوه شکر میخواهد ...

جز در صَفای اشک دلم وا نمی شود؛باران به دامَن است هوای گرفته...

تقدیم به حضرت دلدار:❤🌹❤خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشمنگرانم ...

در من کافه ای وجود دارد که هر روز در آن با تو قرار دارم!روی ...

"سرنوشت "فصل ۲ p,6...ویو ا/ت * .صبح با آلارم گوشیم چشمامو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط