پارت

پارت۴


- سلام منم پارک تینا هستم
هوسوک : خوشبختم بریم داخل کلاس
- بریم
هوسوک : سلام بچه ها امروز دوتا دانش آموز انتقالی داریم خودتون رو معرفی کنید
- سلام من پارک تینا هستم و خوشحالم که توی این کلاس هستم
روزی:سلام منم پارک روزی هستم
وای این پسر آقای کیم باما همکلاسی چقدر ازش بدم میاد
هوسوک : خانم تینا شما برید بغل آقای کیم تهیونگ بشین روزی خانم شما هم بغل جینی
- نمیشه من برم بغل جینی
هوسوک: نه آقای کیم درسشون خیلی‌ خوبه به شما کمک میکنن
- بله چشم
رفتم بغلش نشستم همه یه جوری نگاهم میکردن


یک ساعت بعد

کلاسمون تموم شد
داشتم تو حیاط راه میرفتم
که از پست موهام کشیده شد
لیا: هوی دختر چطور جرعت کردی بغل عشق من بشینی ها
- من نشستم معلم گفت
همینجوری که داشتم موهامو میکشید یک دفعه دستشو شول کرد موهامو از توی دستش کشیدم و برگشتم
تهیونگ بود باورم نمیشه دست دختره گرفته بود باخشم بهش نگاه میکرد
+ حالت خوبه سرت درد نمیکنه
- نه خوبم میگم تو با این دختر رابطه داری
+ نه بابا همشون فکر میکنن دوست پسرشونم
- تا حالا از کسی خوشت آمده
+ نه ولی شاید الان داره خوشم میاد
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵با این چیزی که گفت دلم لرزید۵ ساعت بعد رفتیم خونه لباس...

پارت ۶ رفتیم پایین بابا : فردا شب یک مهمونی دعوت داریم مهمون...

پارت ۳که یوهو دیدم از ماشین پیاده شدجین : سلام من کیم سوکجین...

پارت ۲ویو تینااز خواب بیدار شدم رفتم تا یه دوش بگیرم ساعت نز...

خوب میخوام یه فیک بنویسم وامیدوارم خوشتون بیاد تمام تلاشمو م...

Part ۸ )Who would have thought I would fall in love with the...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط