با لبت بازی نکن،رقصش خزان سازد مرا

با لبت بازی نکن،رقصش خزان سازد مرا

دیده برلب چون نهم،خوابم گران سازد مرا

رقص گیسویت کنار لب ، مرا دیوانه کرد

رقص لب با رقص گیسو،لب گزان سازد مرا
دیدگاه ها (۶)

چون بگذرد خیالِ تو در کویِ سینه‌هاپایِ برهنه دل به در آید که...

آیریلیق دردی یاماندیر منن آیریلماگولوم گل اوزگلره ساتمامنی ب...

ﺳﺨﺘﻪ ...ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ،ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﺑﻪﮔﻮﺷﯿﺖ ﺯﻝ ﺑﺰﻧﯽﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭ...

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمتجایی ننوشته است گنهکار نیایدع...

من دیگر متعلق به او هستم

تناسخ زمان ۷،partجونگ کوک سمتش چرخید چند ثانیه ای براندازش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط