ناز چمشانت کشم آنقدر ، حیرانت کنم

ناز چمشانت کشم آنقدر ، حیرانت کنم
بی وفا در قدرت من نیس زندانت کنم
نذر کردم گر تو را روزی به دستت آورم
نو گل این بوستان شمع شبستانت کنم . ❤ ❤
دیدگاه ها (۱)

..

خخخخ پدر سووخته .

جامی دگر کامی دگر شامی دگر پیشم بمان...

اینم از دست داداشمون رحیم ، شانش اورد نزدیک بود دستش قطع بشه...

ناز چشمانت کِشم آنقدر ، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زن...

تکپارتی وقتی.....(هیونجین)

[پارت⁹] "پرنسس من"از اون روز به بعد منو کوک بیشتر باهم وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط