سناریو گوجو و سوکونا و دیگر موجودات درخاستی
سناریو گوجو و سوکونا و دیگر موجودات درخاستی
بسم الله الرحمن الرحیم
گوجو ی روز داشت میرفت برای خودش شیرینی گیر بیاره، که ا.ت اومد و اونو بردم ی گوشه و تو دیوار قفلش.
کرد: گوجو: اوا ا.ت چی شده؟
ا.ت کلس مثل م کوچیک رو به زمین بود . یک دفعه سرشو بالا آورد و چشماش ی برقی زد که گوجو حسودیش شد.
گوجو: عیجان رکوردمو شکوندی.
ا.ت: بیا مدلم شو!
گوجو : جانم؟( ^▽^)
ا.ت: بیا میخوام روت لباس بسازم.
گوجو: عااااااامممممممممم، اوکیه.d=(^o^)
ا.ت هم اون رو برد به اتاق خودشو و بعد اونو...
ی لباس موزی تنش کرد.
ی لباس بود که از موز درست شده بود و ی دامن چین چینی بلند موزی هم داشت.
گوجو: این پارچش از چه جنسیه؟
ا.ت: توش موزه مَوُز.
که سوکونا وارد میشود .
ا.ت: اوا سکینه! بیا تو هم بشو مدل شماره دو!
سوکونا: نه به جان خودم نمیخوام!
ا.ت: میخوای ! من میدونم میخوای!
سوکونا هم سریع رفت بجاش یوجی اومد.
ا.ت: یوجییی...
یوجی هم سوکونا رو فرستاد خودش رفت.
سوکونا: بگرد اینجا بیشعور!
یوجی: من قهرم.
سوکونا هم خواست فرار کنه که ا.ت از شورت گرفت بلندش کرد گذاشت کنار گوجو.
ی لباس با طرح گربه بهش داد با ی دامن کوتاه و چین چینی.
ا.ت: بوپوش سکینه.
سوکونا: چشماتو نمیبندی؟
ا.ت: مگه میخوای عروس رو ببوسی چشمام رو ببندم؟
سوکونا هم پوشید.
ا.ت: عیجان شبیه لولو شدی (*^^*).
سوکونا: لولو بودم هولو شدم.
که گتو وارد شد.
گوجو: اوا گتو!(* >ω<)
گتو: الان ی کار مهم دارم بعدن حرف میزنیم.
بعد روش رو کرد به ا.ت.
گتو: ا.ت زنم شو!😐
ی حلقه هم تو دستش بود.
ا.ت اندر درون ذهن: خب اون زنه داخل اینستا چی گفته بود؟ آها!
ا.ت: پسری که موهاش بلند باشه کنسله.
ا.ت پلک زد.
ا.ت موهات کجا رفت؟
گتو: کوتاشون کردم.
ا.ت: پسری که گتو باشه کنسله.
گتو هم ی ثانیه رفت و اومد بعد شناسنامش رو به ا.ت نشون داد.
ا.ت: این چیه؟
گتو: اسممو کردم زهرا.
ا.ت: عیجان.ولی پسری که زنده باشه هم...
گوجو: (^_^;)
ا.ت: مگومی! ی لحظه بیا اینجا!
مگومی: بله؟
ا.ت: تو خاکش کن.
مگومی : چرا من؟
ا.ت: چون تو ورژن کوچیک اون توجی ای!
و مگومی هم خاکش کرد و فرداش گتو دوباره زنده شد.
________________________________________
اسلاید آخر م کوچیکه برای اونایی که نمیدونن چه موجودیه.
در ضمن دقت کردید عاشقانه بود؟😌
بسم الله الرحمن الرحیم
گوجو ی روز داشت میرفت برای خودش شیرینی گیر بیاره، که ا.ت اومد و اونو بردم ی گوشه و تو دیوار قفلش.
کرد: گوجو: اوا ا.ت چی شده؟
ا.ت کلس مثل م کوچیک رو به زمین بود . یک دفعه سرشو بالا آورد و چشماش ی برقی زد که گوجو حسودیش شد.
گوجو: عیجان رکوردمو شکوندی.
ا.ت: بیا مدلم شو!
گوجو : جانم؟( ^▽^)
ا.ت: بیا میخوام روت لباس بسازم.
گوجو: عااااااامممممممممم، اوکیه.d=(^o^)
ا.ت هم اون رو برد به اتاق خودشو و بعد اونو...
ی لباس موزی تنش کرد.
ی لباس بود که از موز درست شده بود و ی دامن چین چینی بلند موزی هم داشت.
گوجو: این پارچش از چه جنسیه؟
ا.ت: توش موزه مَوُز.
که سوکونا وارد میشود .
ا.ت: اوا سکینه! بیا تو هم بشو مدل شماره دو!
سوکونا: نه به جان خودم نمیخوام!
ا.ت: میخوای ! من میدونم میخوای!
سوکونا هم سریع رفت بجاش یوجی اومد.
ا.ت: یوجییی...
یوجی هم سوکونا رو فرستاد خودش رفت.
سوکونا: بگرد اینجا بیشعور!
یوجی: من قهرم.
سوکونا هم خواست فرار کنه که ا.ت از شورت گرفت بلندش کرد گذاشت کنار گوجو.
ی لباس با طرح گربه بهش داد با ی دامن کوتاه و چین چینی.
ا.ت: بوپوش سکینه.
سوکونا: چشماتو نمیبندی؟
ا.ت: مگه میخوای عروس رو ببوسی چشمام رو ببندم؟
سوکونا هم پوشید.
ا.ت: عیجان شبیه لولو شدی (*^^*).
سوکونا: لولو بودم هولو شدم.
که گتو وارد شد.
گوجو: اوا گتو!(* >ω<)
گتو: الان ی کار مهم دارم بعدن حرف میزنیم.
بعد روش رو کرد به ا.ت.
گتو: ا.ت زنم شو!😐
ی حلقه هم تو دستش بود.
ا.ت اندر درون ذهن: خب اون زنه داخل اینستا چی گفته بود؟ آها!
ا.ت: پسری که موهاش بلند باشه کنسله.
ا.ت پلک زد.
ا.ت موهات کجا رفت؟
گتو: کوتاشون کردم.
ا.ت: پسری که گتو باشه کنسله.
گتو هم ی ثانیه رفت و اومد بعد شناسنامش رو به ا.ت نشون داد.
ا.ت: این چیه؟
گتو: اسممو کردم زهرا.
ا.ت: عیجان.ولی پسری که زنده باشه هم...
گوجو: (^_^;)
ا.ت: مگومی! ی لحظه بیا اینجا!
مگومی: بله؟
ا.ت: تو خاکش کن.
مگومی : چرا من؟
ا.ت: چون تو ورژن کوچیک اون توجی ای!
و مگومی هم خاکش کرد و فرداش گتو دوباره زنده شد.
________________________________________
اسلاید آخر م کوچیکه برای اونایی که نمیدونن چه موجودیه.
در ضمن دقت کردید عاشقانه بود؟😌
- ۱۲۸
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط