Part: Last

Part: Last
The name of the story: My forbidden love(عشق ممنوعه من)

وقتی که رسیدیم به خونه یا بهتره بگم کاخ هیونجین، هیونجین گفت:
وایسا همین جا، احساس میکنم یکی اینجاست!
که درب خونه باز شد و یک مرد وارد حیاط شد و گفت:
بله درست میگی یک نفر اینجاست، اونم منم!
چقدر صداش برام آشناست تا اینکه هیونجین لب باز کرد و گفت:
بله، میشناسم...!
مرد اومد پایین تر تا جایی که حدوده ۳ قدم با ما فاصله داشت....‌‌.
هیونجین کلتش رو خیلی آروم و زیرکانه از شلوارش درآورد و آماده اش کرد......
تازه فهمیدم کیه!
گفتم:
چیکارم داری، تو که اجازه نمیدی باهاش ازدواج کنم؟!
چرا دیگه ولم نمیکنی وقتی که میبینی دارم از دستورت سرپیچی میکنم؟!
گفت:
ببین دخترم، من تنها اومدم فقط برای اینکه بگم.‌‌‌‌‌.....
حرفشو قطع کردم و گفتم:
ثابت کن تنها اومدی!
گفت:
من شاید به این کثافت دروغ بگم ولی تو که پاره ی تنمی و خونم تو رگات جریان داره نه!
یه دفعه پدرم افتاد رو زمین و خون ازش جاری شد، تازه فهمیدم که صدای گلوله اومده بود و من نشنیدم......
هیونجین...کشتش!
رومو کردم سمته هیونجین و گفتم:
چیکار...چیکار کردی؟!
گفت:
من برای به دست آوردن تو وقتم رو تلف نمیکنم تا یه آدمه بی سر و پا این کارو میکنه..‌.....
من هیج صبری ندارم وقتی تو کنارمی.‌.....
این آدمه کثافت حقش بود، چرا چونکه این همه وقت منو تو رو ازهم دور کرد......
میدونم پدرت بود ولی تو قراره برای همیشه ماله من باشی!
گفتم:
میدونم......
جلوم زانو زد و یک جعبه به رنگ مخمل مشکیه زینت شده با یاقوت رو جلوم گرفت و گفت:
برای اول و آخرین بار میگم آیا تا ابدیت این دنیا کنارم میمونی؟!
گفتم:
درسته ناراحتم ازت ولی آره!
جعبه رو باز کرد و یه انگشتر الماس رو درآورد و کرد تو انگشت دستم!
بلند شد و با نگاهی عاشقانه به چشمام نگاه کرد و دوتا دستمو رو در دست گرفت و گفت:
دروغی ندارم، من عاشقتم!
خواستم بگم دوست دارم ولی تماس لب هاش به لبام حرفم رو قطع کرد......
لب هایش شیرین‌ترین شیرینی و زبانش مست کننده ترین شراب.......
انقدر غرق این بوسه بودم که نفهمیدم کی وارد خانه شدیم.......
دیدگاه ها (۰)

خدااااااااا🎀🥹⭐️

🥹⭐️🎀🫶🤏

Part: 3The name of the story: My forbidden love(عشق ممنوعه م...

Part: 2The name of the story: My forbidden love(عشق ممنوعه م...

Part: 18The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)...

Part: 23The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط