یک نفر باید باشد که برای زخم های زندگی دوا درمان بلد باشد

یک نفر باید باشد که برای زخم های زندگی دوا درمان بلد باشد. یکی که بعد از هزار هزار انتظار، بداند دوست داشتن دل به دریا زدن می‌خواهد. پای ماندن می‌خواهد. مرد می‌خواهد .. مرد ! که بجنگد .. بتازد .. نه که شمشیر بردارد و زین ببندد، نه ! بلکه بینِ آمدن ها و رفتن ها از میانِ جمعیت، بازویت را بگیرد و بکِشدت بیرون و بگوید " هر چه می‌برید ارزانیِ نداشته هایتان ولی این یکی مالِ من است ".
باور کن .. یکی باید باشد که آدم را حق خودش بداند، حق دل‌اش. و جغرافیایش محدود باشد به مرزهای داشتنت. که از تو و بودنت هوای تازه ی شمال بخواهد و بوی خاکِ باران خورده. یکی که بداند کجای جهان را به حرمتِ بودنت وطن صدا بزند ...
از همان یکی ها که بشود داشتنش را وصله زد به تمامِ نداشتن ها ...
.
. #مریم_قهرمانلو
.
دیدگاه ها (۲)

به درک اینکه دلت با من نیستبه درک حالِ دلم داغونهبه درک .. ب...

بگذار که من چون تو کسی داشته باشمغرقت که شدم هم نفسی داشته ب...

کاش میشد که قلب من سمتت ..سمت خوابی که دید برگردددرد دارم شب...

خبر به دورترین نقطه ی جهان برسدنخواست او به من خسته بی گمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط