همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتی

همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتی

همش از پشت شیشه می دید تو رو یواشکی

لحظه ها رو می شمرد تا که دوباره رد بشی

رد بشی با این نگاهت دلو آسون بکشی

انتظار می کشیدم صدای پاتو بشنوم

منتظر بودم بیای و عکستو بازم بکشم

دست و پامو گم میکردم،بند می اومد زبونم

هروقت که میخواستم بگم تویی وجود من
دیدگاه ها (۲)

مے گویند عشق ِ خـدا بہ همـہ یکسـآن استولے مـن مے گویــــم .....

یواشکی دوســـــــــــــَم داشته باشادمــــــــــای دنیای مــ...

ارزوی محال یعــنی...میشـود روزی برسد کــه بیــایــیمرا دَر آ...

یه نفر باید باشه یکی که اونقدر بخوادت اونقدر دیوونه ت باشه و...

چند پارتی جیمین پارت ۲

My lovely neighbor part : ۵۴

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتیهمش از پشت شیشه میدید تورو یو...

*mosaFeRam*همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتیهمش از پشت شیشه می...

رابطه سوخته (Burnt relationship ) ༺༻part ²⁴"آقای جه؟ از کی ت...

#خان_زاده #پارت9با ناراحتی گفتم_چرا این طوری گفتی؟حالا من ب...

پارت چهارم×چیه چرا ساکت شدی، بگو دیگه همش تقصیر من بود.÷معذر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط