همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتی
همیشه روش نمیشد این عاشق خجالتی
همش از پشت شیشه می دید تو رو یواشکی
لحظه ها رو می شمرد تا که دوباره رد بشی
رد بشی با این نگاهت دلو آسون بکشی
انتظار می کشیدم صدای پاتو بشنوم
منتظر بودم بیای و عکستو بازم بکشم
دست و پامو گم میکردم،بند می اومد زبونم
هروقت که میخواستم بگم تویی وجود من
همش از پشت شیشه می دید تو رو یواشکی
لحظه ها رو می شمرد تا که دوباره رد بشی
رد بشی با این نگاهت دلو آسون بکشی
انتظار می کشیدم صدای پاتو بشنوم
منتظر بودم بیای و عکستو بازم بکشم
دست و پامو گم میکردم،بند می اومد زبونم
هروقت که میخواستم بگم تویی وجود من
- ۱.۱k
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط