اینجا مجبور بودم روسری سر کنم گیر میدادن اینجا تازه زمانی

اینجا مجبور بودم روسری سر کنم گیر میدادن اینجا تازه زمانی بود که سوار قطار نشدیم، ساعت ۷ رسیدیم، الانم داریم برا نهار میریم. بازم عکس میزارم هنوزم حرم نرفتیم.
دیدگاه ها (۲)

اینا خوراکی های داخل قطاره، بسوزید تخمه لیمویی داشتم😌

اومدیم تو رستوران، این دختر عممه

حق؟

رمان عشق من واقعیه

ددی خشن من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط