بفرمایید عشقام پارت بقولید😍

بفرمایید عشقام پارت بقولید😍

پارت هجدهم
🔥عشق ابدی ما🔥

سونیک: رفته بودیم بیرون ناهار خوردیم..😅

امی: او.. راست میگه شدو..؟

شدو: اره داره راست میگه وایسا...😑 فکر میکردین مثلا ما بیرون چیکار میکنیم....😳

امی: خوب... راستش... ما... فکر می‌کردیم شما ها...*استرس و خجالت خیلی کم*

شدو: چی فکر میکردین

روژ: هیچی.. فکر می‌کردیم تو رفتی و سونیک اومده دنبالت چون از دستش ناراحت بودی😅

من: خالی زیاد میبنده و چون شدو رو میشناسه دوست دختر شدو بوده راستی وقتی شدو تو پارت های قبل گفت من حتی بغل اون نخوابیدم یا اونو بغل نکردم منظورش کی بود...😎

شدو: یعنی انقدر واضح بود..😶

سونیک: خیلییییی اصلا میشد آتیش انتقام رو از تو چشمات دید

شدو: سونیکککککککککککک

سونیک: ببخشید..*مظلوم گفت و اممم.. بغلش کرد*

شدو: باشه.. باشه.. ولم کن

سونیک: شدو وقتی شدو رو عصبانی میکنم کیف میده ولی دلم نمیاد بلا هایی که سر اون اوردم سرش بیارم پس از بغلش بیرون اومدم

امی: بریم بیرون

روژ: معلومه..😍

سیلور: پس بریم

ناکلز: بریم🙂

من: انتظار داشتم ناکلز بگه بریم بعد جنگل را داغون کنم یا یک نفر رو با مشت بزنن فکر کنم روژ درستش کرده😎

سونیک: رسیدیم...


خوب عشقام تا همینجا بسه و اگر دیر مینویسم همسایه بالایی داره به کف خونش کاشی میزنه و تعمیرات انجام میدن و خوب نمیتونم مثل آدم بنویسم شرمنده و یه اتفاق غیر منتظره خواهد افتاد البته خیلی اتفاق ها خواهد افتاد😎
دیدگاه ها (۴)

پارت هفدهم 🔥عشق ابدی ما🔥سونیک: با شدو موافق بودم خودم حالم د...

خوب به جای بدی کشید من سونیک رو انتخاب می‌کنم ولی...ولی بخاط...

بفرمایید عشقام رمان بقولید💖 پارت سیزدهم🔥عشق ابدی ما🔥با صدای ...

سلام بچه ها تا پیچ زدم و اولین رمانم هست امیدوارم لذت ببرید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط