بگذار این صبح پاییزی

بگذار این صبـح پاییـزی
آغاز شود با عاشقانه ای که
سرمشـق آن، چشــم هـایِ...
رنگیـن کمـان تــوسـت!
دیدگاه ها (۱)

عصر پایـ🍁ـیز باشدمن باشم و دلتنڪَۍ و یڪ فنجان چاۍ داغ ،یڪ دن...

و شاید پایـــــ🍁ـیزحکایت عشق زنجیروار برگ هاستهر کدام به خاط...

لذت زیاده تو دنیا ولی هیچکدوم مثل غرق شدن تو چشمانت نیست

پـاییز ...فصلِ کافه هایی است...که تمام دخلشان از عشق اسـت!

زمین گرده رفیق:)...هر کاری می کنین به فکر عواقبش باشین😉✨𝕊𝕖𝕣𝕚...

واای از ان روزی که زندانی عشق شدمزندان بان مرا رهاکنی آواره...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط