.

.
.هر صبح که
سپیده سلام می دهد
یا کریم ها به پنجره ی
اتاقم سر می زنند
چه مانوس شده ایم ما !
من منتظر صدای بالشان ،
آنها مشتاق سفره ی نانشان
حیران مانده ام !!!
کجا بالهایت بسته شد که
دیگر به انتظار دلم
مشتاقانه سر نزدی ؟؟؟
دیدگاه ها (۴)

درد دارد آن هنگام که عشق تمام وجود من را فرا می گیرد وتو دی...

.تو با من باش ! من دست همه ی اتفاق ها را می گیرم که نیفتد.

تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم، نه خوشی ها را زیرا خوشی آ...

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای ...

قلب یخی

پارت چهار... پشت در، کسی منتظرم بودصبح شد...اما نور خورشید ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط