مامان همه‌چی رو برای جشن‌تولد آماده کرده بود با کلی تنقلا

مامان همه‌چی رو برای جشن‌تولد آماده کرده بود با کلی تنقلات!
ما هم کلی گل خریدیم و برف شادی و از این حرفا
آبجی هم کیک درست کرده بود. فقط دو تا مشکل داشتیم
اولیش اینکه چند تا شمع بزاریم رو کیک؟ خب مهمه دیگه؛ دومش هم اینکه حالا گیرم تعدادِ شمع‌ها دستمون اومد، اما آخه وقتی صاحب جشن نیست پس کی شمع‌ها رو فوت کنه؟
آجیلای جشن تولدمون اما مشکل‌گشا بود...
امسال دیگه ایشالله میای، دل همه‌مون روشنه...
سلامی از گم شده‌ها به غایب زمانه!
دیدگاه ها (۵)

کوچه هارو چراغونی کردیمحالا غروب که میشه کوچه یه دست روشنه ا...

.پیله های بسته ی ابریشمسر بر می آورند و بال می گشایند و پروا...

یک سال دیگه هم گذشتچقدر با تو خوش بودیمچقدر ناراحتت کردیمچقد...

چشمام روشن، دلم تارلب‌ خندون، دلم بغضسرم گرم، دلم سردخیابان ...

اولین کاری که کردن، این بود که رفتن سراغ درست کردن بیسکوییت‌...

{ blue side } part 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط