امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم

امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم
چوڹ بہ نام تو رسیدم لحظاتی ماندم
همہ ے دفتر عمرم ورقی بیش نبود
همہ در دفتر من حسرت دیدار تو بود

شبتون بدون حسرت
دیدگاه ها (۴)

آحاد ملک چو سجده بر آدم کردبر نام علی و شوکت خاتم کرددر روز ...

ورود عروسک های «داداش رضا» و «آبجی معصومه» کاش قشنگتر و جذاب...

وقتی خدا از پشتدستهایش را روی چشمانم گذاشتاز لای انگشتانش آن...

در روز عرفه التماس دعا...

✨مهربان معبودم💫شب خود و دوستانم را✨بہ تو میسپارم💫آرزوهایم زی...

بی نام و نشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط