ای دلبرای آنکه نگیری چه میکنی
ای دل...برای آنکه نگیری چه میکنی
با روزگار دوری و دیری چه میکنی
بی اختیار بغض که می گیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه میکنی
بااین اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من...جز اینکه بمیری چه میکنی
ای عشق...ای قدیم ترین زخم روز گار
در گوشه ی دلم سر پیری چه میکنی
دست تو را دوباره بگیرم چه می شود
دست مرا دوباره بگیری چه میکنی
با روزگار دوری و دیری چه میکنی
بی اختیار بغض که می گیردت بگو
در خود شکست را نپذیری چه میکنی
بااین اتاق تنگ و شب سرد و گور تنگ
تو جای من...جز اینکه بمیری چه میکنی
ای عشق...ای قدیم ترین زخم روز گار
در گوشه ی دلم سر پیری چه میکنی
دست تو را دوباره بگیرم چه می شود
دست مرا دوباره بگیری چه میکنی
- ۲.۴k
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط