می خواهمت،می دانی اما باورت نیست

می خواهمت،می دانی اما باورت نیست
فکری به جز نامهربانی در سرت نیست

دیگر شدی هر چند ، اما من همانم
آری همان شوری که در سر دیگرت نیست

من دوستت دارم تمام حرفم این است
حرفی که عمری گفتم اما باورت نیست

من آسمانی بی کران ، روحی بلندم
باور کن این کوتاهی از بال وپرت نیست

ای کاش درآغاز با من گفته بودی
وقتی توان آمدن تا آخرت … نیست۰۰۰۰۰
دیدگاه ها (۱)

از عشق تو من غزلسرا خواهم شدسلطان دیار شعرا خواهم شد صدقافیه...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

❗یک عمر بهم خندیدند!!!!

تیغ به دستان علی (ع) در تب استنیست عجـــب او پــدر زینب (س) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط