خری به درختی بسته بود...

خری به درختی بسته بود...
شیطان خر را باز کرد!
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به شیطان گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!

نتیجه : هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی خران را آزاد کن!!!
دیدگاه ها (۱۹)

#خوراکی#کیک های خلاقانه

#خوراکی#کیک های خلاقانه

استالین در دفترش در حال کشیدن پیپ بود که منشی اش گفت:شخصی می...

داستان کوتاه ﺷﺒﻲ ﻣﺎﺭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻛﺎﻥ ﻧﺠﺎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط