"عشق دو طرفه ۶🖤"

"عشق دو طرفه ۶🖤"

اصلا برگای منو و سوفیا ریخت 🥵
کسی که اصلا ن من باورم میشد ن سوفیا که نزدیک بود قش کنه از خوشحالی...😶
کوکی...!🙄
بله جونگ کوک بودن(کوکی).....🥺
سوفیا از خوشحالی داشت بال در می آورد که یهو یکی زدم تو گوشش تا به خودش بیاد...😅
سوفیا :دختر مگه مریضی میزنی؟😒
جولی:ولت کنم رفتی تو بغلش !🙄
سوفیا:چطور ممکنه آخه؟
هم چا و هم کوکی را تو یه روز آخه؟ 😑
جولی :آره حاجی پشمام ریخت.‌‌..!
خب بسه بریم تو اتاقمون خیلی خستم تازه از بیمارستان اومدم خیر سرم ...؛
سوفیا :اوک باشه بریم ...! عه پ کوک؟
جولی:حتما رفت بالا تو اتاقش...
سوفیا :اوک ...! خداکنه اتاقش پیش ما باشه🥺
جولی :بسه بیا تا بریم ..!
ما رفتیم بالا تا یهو چشممون خورد به کوکی ....!
اتاقش دقیقا رو به روی اتاق ما بود ...!
سوفیا از تعجب داشت سکته را می‌زد که یهو به خودش اومد و گفت :ایش
جدی اتاقش ....!
از خوشحالی لکنت زبون گرفته بود....
ما رفتیم تو اتاق و کوک هم رفت تو اتاقش ‌.‌‌‌..
داشتیم لباس هامونا عوض میکردیم که یهو یادم اومد گوشیم را رو میز جلو در جا گذاشتم ؛
سوفیا :کجا میری جولی
جولی:گوشیم رو میز پایین جا مونده الان زود بر میگردم !
سوفیا :اوک باشه زود بیا .....
دیدگاه ها (۰)

"عشق دو طرفه ۷🖤"اومدم پایین گوشیم بردارم...همه چی دور سرم می...

" عشق دو طرفه۸🖤"جولی :آره بعدا در موردش حرف میزنیم.نشستیم شا...

"عشق دو طرفه ۵🖤"بعد از دوروز تو بیمارستان بودن روز ترخیص رسی...

"عشق دوطرفه ۴🖤"سوفیا:جولی !جولی حالت خوبه ؟...آ چی ؟ چا .......

رمان خرس عسلی پارت ۶ ویو تهیونگصبح روز بعد با دردی که زیر دل...

سرنوشت من part5《ویو ات》پتو رو پس زدمات: یعنی چی خوش بگذرونیم...

جراح قلب (پارت 20)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط