My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:¹⁹
مینسو: ممنون بابت غذا من دیگه باید برم
هیونا رفت سمتش
هیونا: نه نه یکم صبر کن منم ببر کمپانی خیلی کار دارم لطفااااااا
مینسو: باشه صبر میکنم مشکلی نیست
هیونا تند تند شروع به جمع کردن وسایلش کرد
هیونا: خب پسرا عالی بودید زیاد به خودتون فشار نیارید مراقب باشین
جونگکوک: کجا میری؟
هیونا: هنوز کلی کار دارم باید به سر برم کمپانی
جونگکوک سمت هیونا رفت
جونگکوک: با این پسره؟
هیونا: آره قراره با مینسو برم فعلا خدافظ
هیونا سریع رفت سمت در و خدافظی کرد . بعد از رفتن هیونا جونگکوک ناامیدانه رفت نشست
نامجون: جونگکوک نمیخوام دوباره حرفم رو تکرار کنم
جونگکوک: اگر به حرف تو و کمپانی باشه من تا ابد باید تنها بمونم
نامجون: جونگکوک اون دختر علاوه بر اینکه خیلی کوچک تر از توعه قطعا کمپانی و آرمی ها موافقت نمیکنن
جونگکوک: نه آرمی درک میکنه من قبل از اینکه یه آیدا باشم یه انسانم و حق عاشق شدن دارم
جین: پسرا کافیه دعوا نکنین
تهیونگ: الان عاشق شدی؟
نامجون: نه نشده
جونگکوک: آره شدم چه مشکلی داره
جین: تیهونگ به زور ارومشون کرده بودم
تهیونگ: باشه باشه بچه ها اعصبی نشید
جیمین: جونگکوک الان یه خورده فشار روت هست همه میدونیم و درک میکنیم این دختر هم خیلی مهربونه و با همه ما هم کنار میاد ما مهمون دوستش داریم ولی این عشق نیست
نامجون: قصد داره تمام زحمات چندین ساله ما رو به باد بده
جونگکوک:...
جیهوپ: بچه ها کافیه بیاید دنس رو تمرین کنیم
اعضا همه بلند شدن و جدی شروع به تمرین کردن
چند ساعت بعد مین سو اومد دنبال اعضا همه باهم بودن و میخندیدم ولی جونگکوک از همیشه ساکت تر بود به مینسو نگاه کرد
جونگکوک: هیونا کجاست؟
مینسو: تا اونجایی که میدونم خیلی کار داشت گفت تا دیر وقت کار میکنه
جونگکوک با سر تأیید کرد و به صندلی تکیه داد .
جونگکوک وقتی رسید خونه حسابی ساکت بود ندارم میرفت پشت پنجره و چک میکرد ببینه هیونا اومده یا نه حدود ساعت ۱۲:۳۰ بود که جونگکوک قبل خواب رفت پشت پنجره و دید برق ها روشنه با تصمیم گرفت هیونا رو ببینه قلاده ی بم رو گرفت و رفت خونه هیونا آیفون رو زد
هیونا: بله
جونگکوک: منم
هیونا بلا فاصله در رو باز کرد وقتی جونگکوک و بم رو دید مشخص بود تعجب کرده
هیونا: چرا اینجایید چیزی شده؟
جونگکوک: نه فقط...
(。•̀ᴗ-)✧
بمونید تو خماری لالالا
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:¹⁹
مینسو: ممنون بابت غذا من دیگه باید برم
هیونا رفت سمتش
هیونا: نه نه یکم صبر کن منم ببر کمپانی خیلی کار دارم لطفااااااا
مینسو: باشه صبر میکنم مشکلی نیست
هیونا تند تند شروع به جمع کردن وسایلش کرد
هیونا: خب پسرا عالی بودید زیاد به خودتون فشار نیارید مراقب باشین
جونگکوک: کجا میری؟
هیونا: هنوز کلی کار دارم باید به سر برم کمپانی
جونگکوک سمت هیونا رفت
جونگکوک: با این پسره؟
هیونا: آره قراره با مینسو برم فعلا خدافظ
هیونا سریع رفت سمت در و خدافظی کرد . بعد از رفتن هیونا جونگکوک ناامیدانه رفت نشست
نامجون: جونگکوک نمیخوام دوباره حرفم رو تکرار کنم
جونگکوک: اگر به حرف تو و کمپانی باشه من تا ابد باید تنها بمونم
نامجون: جونگکوک اون دختر علاوه بر اینکه خیلی کوچک تر از توعه قطعا کمپانی و آرمی ها موافقت نمیکنن
جونگکوک: نه آرمی درک میکنه من قبل از اینکه یه آیدا باشم یه انسانم و حق عاشق شدن دارم
جین: پسرا کافیه دعوا نکنین
تهیونگ: الان عاشق شدی؟
نامجون: نه نشده
جونگکوک: آره شدم چه مشکلی داره
جین: تیهونگ به زور ارومشون کرده بودم
تهیونگ: باشه باشه بچه ها اعصبی نشید
جیمین: جونگکوک الان یه خورده فشار روت هست همه میدونیم و درک میکنیم این دختر هم خیلی مهربونه و با همه ما هم کنار میاد ما مهمون دوستش داریم ولی این عشق نیست
نامجون: قصد داره تمام زحمات چندین ساله ما رو به باد بده
جونگکوک:...
جیهوپ: بچه ها کافیه بیاید دنس رو تمرین کنیم
اعضا همه بلند شدن و جدی شروع به تمرین کردن
چند ساعت بعد مین سو اومد دنبال اعضا همه باهم بودن و میخندیدم ولی جونگکوک از همیشه ساکت تر بود به مینسو نگاه کرد
جونگکوک: هیونا کجاست؟
مینسو: تا اونجایی که میدونم خیلی کار داشت گفت تا دیر وقت کار میکنه
جونگکوک با سر تأیید کرد و به صندلی تکیه داد .
جونگکوک وقتی رسید خونه حسابی ساکت بود ندارم میرفت پشت پنجره و چک میکرد ببینه هیونا اومده یا نه حدود ساعت ۱۲:۳۰ بود که جونگکوک قبل خواب رفت پشت پنجره و دید برق ها روشنه با تصمیم گرفت هیونا رو ببینه قلاده ی بم رو گرفت و رفت خونه هیونا آیفون رو زد
هیونا: بله
جونگکوک: منم
هیونا بلا فاصله در رو باز کرد وقتی جونگکوک و بم رو دید مشخص بود تعجب کرده
هیونا: چرا اینجایید چیزی شده؟
جونگکوک: نه فقط...
(。•̀ᴗ-)✧
بمونید تو خماری لالالا
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۵.۳k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط