تا تو با منی زمانه با من است

تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است

تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است

یاد دلنشینت ای امید جان
هر کجا روم روانه با من است

ناز نوشخند صبح اگر توراست
شور گریه ی شبانه با من است

برگ عیش و جام و چنگ اگرچه نیست
رقص و مستی و ترانه با من است

گفتمش مراد من به خنده گفت
لابه از تو و بهانه با من است

گفتمش من آن سمند سرکشم
خنده زد که تازیانه با من است

هر کسش گرفته دامن نیاز
ناز چشمش این میانه با من است

خواب نازت ای پری ز سر پرید
شب خوشت که شب فسانه با من است

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

ای عشق همه بهانه از توست  من خامشم این ترانه از توست  آن بان...

درین سرای بی کسی اگر سری در آمدی هزار کاروان دل ز هر دری در ...

بگردید ، بگردید ، درین خانه بگردید  دیرن خانه غریبند ، غریبا...

دیری ست که از روی دل آرای تو دوریم محتاج بیان نیست که مشتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط