سناریو

#سناریو
#درخواستی
#جونگین

-یونا
÷چی میخوای
-س....سرم داره.....گیج میره
÷ا‌.ت ا.تتتتتتتتتت به هوش بیاااااا
÷یکی کمک کنههههه
÷ا.تتتتتتتتتتتتتت

ویو ا.ت تو بیمارستان
-سرم
پریتار : خانوم حالتون خوب ؟
-کی منو آورده اینجا
پرستار : یه مرد جوانی‌ بود و خیلی ترسیده و نگران بود
- میشه بپرسم اون کی بود ؟
پرستار : اون پول بیمارستان شمارو حساب کرده فکنم اسمش تو سیستم باشه الان چک میکنیم
-ممنون
( دکترا وارد میشوند 🫤 دست بزنین براشون )
دکتر هان : ا.ت الان حالت خوبه ؟
-سلام آقای هان
دکتر هان : نگران نباش الان به پدرت میگم
-وایسیددد
دکتر هان : جانم 😳
-هیچی بهش نگید
دکتر هان : هرچی شما بگید اما
-اما چی ؟
دکتر هان : ما تمام آزمایشاتی رو که میشد رو شما اجرا کردیم
-خب
دکتر هان : تا اینجا دلیل سر درد و حالتون رو نفهمیدیم جواب تعدادی از آزمایشات فردا میاد شاید توی اونا معلوم بشه
-درسته
دکتر هان : ولی باید یه همراه داشته باشی
-تا شما هستین نیازی به همراه ندارم
دکتر هان : اووهه مثل بچه گیاتون شیرین هستین ، خب من باید به بیمار های دیگه ای هم رسیدگی کنم روز خوبی داشته باشین
-خدا نگه دار
واااای من که میدونم رفتی به پدرم زنگ بزنی ، بیمار کجات بود آخه
وایسا ببینم چرا جونگین باید نگرانم بشه
حتما مثل قدیم باش میخواد قلدریای شدید تری انجام بده

یک روز بعد
پرستار : خانوم....خانوم
-ا.....بله...چ....چرا...د...داد....میزنی
پرستار : لطفا بلند شید جواب آزمایش اومده
-خب...دلیل سر گیجه هامو فهمیدین ( خوشحال )
پرستار : بله خانوم
-بگو ببینم آزمایشا چی گفتن
پرستار : ر.......راس...تش...ش..ش...شما..اهههههه
شما باردارین خانوم
-ها
پرستار : مبارک باشه
-همه گمشن بیرون
پرستار : جانم !
-گفتم بیروننننننپنن
پرستار : چشمممم
( همه از اتاق رفتن بیرون )
-چی م...من باردارم...آخه یعنی چی( بغض )
-ب...باید چ.....چجوری به پدرم بگم ( گریه )
-آخه این بچه بیچاره چه گناهی کرده که تو شکمم درست شده ( گریه )
-به پدرم چیزی نمیگم ... اگه بگم بچه رو میکشه

ویو جونگین

وقتی ا.ت بیهوش شد انگار دنیا رو سرم خراب شد ، جدیدا دلم براش میسوزه نه برای اینکه دوسش داشته باشم حسی بین ما در کار نیست ، ف...فقط.........اها..فقط چون دخترونگیشو ازش گرفتم همین
امشب باید میرفتم خونه ی پدرم باهام کار داشت پس آماده شدم و حرکت کردم

ویو ا.ت

چون پدذم نباید راجب به بچه میفهمید بلند شدم و رفتم خونه و
ادامه......
شرایت پارت بعد ۳۰ لایک ۲۰ کامنت
ببینید همتون خوب میدونین که میرسه 😌 گارد نگیرین

iris
دیدگاه ها (۲۵)

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

stolen

True Love⑥فردا ا/تبیمارستان بودم ساعت استراحتم بود گوشیم رو ...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

سناریو ساکورا تک پارتی

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط