گفتم:میری؟

گفتم:میری؟


گفت:آره



گفتم:منم بیام؟



گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر 



گفتم:برمی گردی؟ 



فقط خندید 



اشک توی چشمام حلقه زد 



سرمو پایین انداختم 



دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد



گفت:میری؟



گفتم:آره



گفت:منم بیام؟



گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر 



گفت:برمی گردی؟ 



گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره 



من رفتم اونم رفت ولی اون مدتهاست که برگشته 



و با اشک چشماش خاک مزارمو شستشو میده
دیدگاه ها (۸)

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _فعلا بهوش نمیان!...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 112・⁠]⁠ᕗو خندید شوک و شگفتی ...

ترکم نکن

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 211♡⁠。⁠)بابا خن...

Part ³⁵The name of the story: Madness hall(تالار جنون)یه لحظ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط