رفتم از خاطره ها

رفتم از خاطره ها
عشق بکارم در خود
ابری از اشک شوم
باز ببارم در خود
خاطراتت تا لب بغض
مرا با خود برد
دلم از غُربت این خاطره ها
در خود مُرد
دفن کردم
جسد عشق تو را در یادم
یادم آمد
که بی عشق تو من بر بادم
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

باد پاییز و غروب و این دل بارانیبغض نمناک ِ غریبی بعد هر ویر...

عشق یعنیشعله ی آذر شدنمسلخ پاییز رابی سر شدن...............#...

عمری ز غمتابریغ و پیمانه بدستممستم ز غمت عمریو دستار گُسستما...

عمری ز غمت ابریغ و پیمانه بدستممستم ز غمت عمری و دستار گُسست...

چه کنم با دل وامانده که دلتنگ شده؟ساز دلتنگیم امشب چه بد آهن...

🌱من تفنگی شده‌ام رو به نبودن‌هایت رو به یک پنجره در جمعیتِ ت...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط