Forest Vampire

Forest Vampire
Part 46 ( Finish)






( ادمین جونگ کوک. یه ذره از خون ا/ت خورد اما آنقدر بی حال شده بود که حتی نای خوردن هم نداشت انا ا/ت اصرار داشت که بازم بخوره خون همینطور از پهلوی جونگ کوک میرفت و با وجود پارچه ای که ا/ت به زخمش بستبود بازم بند نمی ومد ا/ت کف دستش رو روی زخمش گذاشت و فشار داد تا بتونه خون ریزی رو بند بیاره و در آخر دیگه نتونست تحمل کنه و رد به همه خون آشام هایی که با تعجب به کار ا/ت خیره شده بودن با صدای بلند اما لرزان گفت........
ا/ت. شماها چتون شده ؟ مگه این مرد فرمانروای شما نیست؟ چرا انقدر بی تفاوت واستادین و نگاش نمیکنین؟ شماها به ما انسان ها میگین عاشق خون ریزی هستیم و هیچ رحمی نسبت به موجودات دیگه نداریم و خودشیفته ایم اما تا حالا یه نگاه به خودتون کردین؟ فرمانروا تون نه اصلا فرمانروا نه هم نوع خودتون الان جلوی چشم خودتون داره جون میده شماها که ادا دارین مثل ما خون ریز نیستین چرا کمکش نمیکنین؟ فقط چون یه انسان رو آورده اینجا؟ چون یه دختری رو آورده که هیچ کاری ازش بر نمیاد میخاین بکشیدش؟ بعد شما به این میگین عدالت؟ این چجوز اعدالت و قانونیه که به خاطر یه اشتباه هم نوع خودتون رو میکشین؟ شماها از انسان های قدیمی هم بد ترین.......... حالا....... حالام اگه میخایین منو بکشید ولی ازتون خواهش میکنم کمکش کنید نزارید بمیره لطفا....
( ادمین. حرف های ا/ت عمیقا باعث شد که همه از خودشون خجالت بکشن و حس عذاب وجدان کنن و بیان به سمت جونگ کوک و ا/ت و کمکشون کنن ونا جونگ کوک که از شدت درد بیهوش شده بود بود رو به عمارت مخفیشون بردن و دکتر مخصوصشون زخم جونگ کوک رو درمان کرد اما جونگ کوک چون شلاق هم خورده بود بدنش کاملا کوفته و بیجون بود و دکتر انتظار زیادی برای زنده موندن جونگ کوک نداشت.... ته یان هم به دلیل چاقو زدن به فرمانروا به حبث محکوم شد و ا/ت هم از اتاق جونگ کوک بیرون نمی وند و مراقبش بود... روزا ها و هفته ها همین طور میگذشتن اما جونگ کوک هنوز به هوش نیومده بود هم تقریبا امیدشون رو از دست داده بودن و تنها کسی که هنوز امید به بیدار شدن جونگ کوک داشت..... چند روز دیگه هم گذشت ا/ت رفت تا مثل همیشه از آب رود دور درخت بزرگ برای جونگ کوک بیاره حالا دیدگاه خیلی ها نسبت بهش عوض شده بود و بهش احترام میگذاشتن... ا/ت به اتاق جونگ کوک رفت دستشو زیر سر جونگ کوک گذاشت و اروم بلندش کرد و یکم از آب رو به خورد جونگ کوک داد و همون لحظه جونگ کوک شروع به سرفه کردن کرد و یهو نفس زنان بیدار شد.....
ا/ت. جونگ کوک ( اروم و شوکه
جونگ کوک. دستشو روی سینش گذاشت تا نفس هاشو کنترل کنه و در همین حین ا/ت بغلش کرد و او هم متقابلا بغلش کرد ا/ت از سر خوشحالی گریش گرفت
جونگ کوک. هیشش اروم باش من..خوبم... تو نجاتم دادی ازت ممنونم
ا/ت. باید این.. کار رو میکردم.... من... من دوست دارم جونگ کوک (اروم و گریه
جونگ کوک. منم .... دوست دارم ( همون لحظه مادر جونگ کوک وارد اتاق شد جونگ کوک فکر کرد میخاد به ا/ت آسیب بزنه برای همین ونو محکم به خودش چسبوند و به مادرش خیره شد
جوها. پسرم..خوبیی تو بیدار شدی.. نیازی نیست بترسی ما.. ما کاری به ا/ت نداریم ون دوست ماست.. ون باعث شد ما به خودمون بیایم ( کنار جونگ کوک نشست و دستش رو گرفت و نوازش کرد ا/ت هم از بغل کوک ومد بیرون
جونگ کوک. ما... مادر.. من... من... میخام... با.. ا/ت ازدواج کنم.. اینبار... برام مهم نیست از مقامم خلعم کنین یا بکشینم.. من... من اینکار رو میکنم
جوها واقعا دوسش داری؟... اگه.. اگه اینطوره.. باشه ( تردید داشته اما به خاطر کوک قبول کرد
جوها. میتونی بلندشی پسرم؟باید به همه نشون بدی که حالت خوب شده
جونگ کوک. بله میتونم ( اروم بلند شد و با مادرش و ا/ت بیرون رفتن و همه بادیدن جونگ کوک بهش تعظیم کردن و بابت رفتارشون از جونگ کوک عذر خواهی کردند
چند روز بعد
امروز روز مهمی توی جنگل ممنوعه بود همه در حضور درخت بزرگ جمع شده بودند و منتظر فرمانروا و ملکه شون بودن.. چند لحظه بعد انتظارشون تموم شد و هر دو وارد شدن همه بهشون تعظیم کردند جونگ کوک و ا/ت رو به روی ایستادن و کائن مراسم ازدواج رو رسما تایید کرد و با یه بوسه مراسمش کامل شد و همه ون روز فهمیدند که هر کسی قابلیت این رو داره که شخصیت خودش رو عوض کنه و بهتر زندگی کنه





پایان
دیدگاه ها (۱۰)

معرفی فیک جدیداسم فیک. آرزوی دیدار توژانر. عاشقانه. هیجانی. ...

WISH MEET YOUPART 1من هان ا/ت هستم و توی روستای چایان زندگی...

Forest VampirePart 45ادمین. همه خون آشام ها دور تا دور درخت ...

بچه‌ها امروز تولدم بود ❤️امیدوارم تو سال جدید زندگیم بتونم ب...

پارت ۷🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤جونگ کوک : بسه دیگه دراز بکشا/ت:...

#p3اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارها/ت:♡ _ جونگ کوک:_نیلو: ...

پرنسس من ۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط