همین عصـــــــری :
همین عصـــــــری :
آقا داشتم اتاقو تمیز میکردم
خواهر زادم اومد تو
یه جوری نگام کرد بعد گف :
الان ینی تو داری تمیز میکنی ، بیشتر شبیه کثیف کاریه تا تمیز کاری الان اگه من تمیز کنم بهتر میشه اتاق
گفتمش: آره جون عمت
میدونــــــــید چی گف نــــــه جــــــون من
:خاله واقعا که تو به من یاد میدی به بزرگترا احترام بزارم حالا تو،،، نچ نچی کرد و رف بیرون
قیافه من-_-
آقا داشتم اتاقو تمیز میکردم
خواهر زادم اومد تو
یه جوری نگام کرد بعد گف :
الان ینی تو داری تمیز میکنی ، بیشتر شبیه کثیف کاریه تا تمیز کاری الان اگه من تمیز کنم بهتر میشه اتاق
گفتمش: آره جون عمت
میدونــــــــید چی گف نــــــه جــــــون من
:خاله واقعا که تو به من یاد میدی به بزرگترا احترام بزارم حالا تو،،، نچ نچی کرد و رف بیرون
قیافه من-_-
- ۴.۲k
- ۲۱ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط