سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳
جونگوک عکس را از سامان گرفت و با دقت به آن نگاه کرد.
— مطمئنی خودشِ همونه؟
سامان با صدای پایین گفت: — صددرصد. اون شب همه فکر کردن دیگه برنمی‌گرده.
آرین به عکس نزدیک شد. — ولی یه چیز عجیبه...
اشاره‌اش به گوشه‌ی عکس بود.
پشت سر آن چهار نفر، پنجره‌ی طبقه‌ی دوم دیده می‌شد؛ و پشت پنجره، سایه‌ی یک نفر ایستاده بود.
جونگوک اخم کرد. — این آدم پنجم کیه؟
سامان جواب نداد.
چند ثانیه بعد، یکی از ساعت‌های دیوار ناگهان به زمین افتاد.
تق!
پشت ساعت، یک کاغذ مخفی شده بود.
جونگوک آن را برداشت.
روی کاغذ فقط یک جمله نوشته شده بود:
«کسی که ناپدید شد، هیچ‌وقت عمارت را ترک نکرد.»
سکوت سنگینی اتاق را گرفت.
آرین آرام گفت: — یعنی هنوز اینجاست؟
همان لحظه، صدای قدمی از طبقه‌ی بالای اتاق ساعت شنیده شد.
یک قدم...
بعد قدم دوم...
و بعد صدای بسته شدن یک در.
جونگوک به سمت پله‌ها برگشت.
— باید بفهمیم چه کسی اون بالاست.
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۴جونگوک اولین نفر از پله‌ها بالا...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۲صدای ضبط‌شده دوباره در اتاق پیچ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۱دستگیره‌ی در آرام‌آرام پایین رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط