من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم .....
دیدگاه ها (۱)

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

شعر جدیدم من میروم تا که تو آیی پی من شب بمیرم که تو آیی روز...

با رفیق های باوفابا عدو هم پیمان شویدگر ز سرما تشویش دارنددر...

زمان مانند یک رودخانه است،هرگز نمی توانیم به یک آب دو بار دس...

ببین گفته که از ۳ سال به بالانمی با بچه ای ۳ سال به بالا کار...

پی یک نقطه‌ی امن در این جهان دراندشت؟بیا به آغوش من، بیا جان...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط