تناسخیکمافیا

#تناسخ_یک_مافیا

#part6
تهیونگ و ات : ما اوکییم
کوک: اصلا بگو تو اینجا چیکار میکنی مَردک
ات: به تو چه !
کوک: ات من با تو بودم؟( کوک تو ببخشش اینا فعلا گیجن 😐😂)
تهیونگ: با من بودی؟
کوک: ات کیه الان؟
تهیونگ: تهیونگ تروخدا کوک و بفرست بره ( توی گوش ات)
ات: اوک
ات: کوک تو برو فعلا
کوک : نمیرم ، اصلا این تهیونگ اینجا چه غلطی میکنه ؟
ات: من چمدونم ؟
کوک: تهیونگ تو چرا اومدی ؟
تهیونگ: کوک راه تو بکش برو
کوک: نمیرم مشکلیه؟ تو باید بری گمشو
تهیونگ: منو از خونم بیرون میکنی ، یعنی چیزه منو از خونه ات بیرون میکنی
کوک: ات خواهر منه،خونه اون،خونه منه
تهیونگ: زحمت کشیدی اینو گفتی
کوک: نه زحمتی نداشت
ات: ( رفت رو کاناپه نشست،ریلکسسسس)
کوک: ات ، یا میگی این یارو اینجا چیکار میکنه یا خودم .....
تهیونگ: یا خودت چی؟!
کوک: یا خودم میفهمم
ات: اومده با دوست دخترش وقت بگذرونه واا
کوک: چ..چییی!! دوست دخترش؟!
ات: اونقدم چیز شُکه کننده ایی نگفتم آقای جئون
تهیونگ: بسه دیگه
کوک: آقای جئون؟؟
ات: آره، حالا ازتون میخوام برین میخوام با دوست پسرم تنها باشم
تهیونگ: چه دوست پسری ؟ نکنه مستی
ات: تو ساکت آقایی ( نیشخند
تهیونگ: ......
کوک: ات فک کنم حالت خوش نیست ، هی تو
تهیونگ: کی من ؟
کوک: نه من ، بیا بریم
تهیونگ: نمیام
کوک: غلط میکنی ، زودتر گمشو
تهیونگ: نمیخام بیام ععهه
کوک: ( داره به زور میبرتش
ات: اع دارین میرین ، بای بایییی
کوک: .....
* کوک و تهیونگ رفتن بیرون *
ویو تهیونگ: وای الان اون کیم تهیونگ آشغال تو خونمع اوف
کوک: به چی فک میکنی آشغال
تهیونگ: چی میگی تو باو ، برو ببینم ( رفت
کوک: به سلامت ( کوک هم رفت سمت ماشینش
* فلش بک سمت کوک تو ماشین*
کوک: یعنی واقعا ات و تهیونگ باهم ...
نه نه امکان نداره، حتما تهیونگ تهدیدش کرده باید همه چیرو بفهمم ولی اول باید ات بیاد سرکارش
کوک: همینطوری تو فکرو خیال بودم که دیدم خوردم به یه دختره
ر.ا: آی ( داد
کوک: وای ببخشید ( از ماشین پیاده شد
ر.ا: کوری؟!
کوک: گفتم که ببخشید وا
ر.ا: میزنی آدمو ناکار میکنی بعد میگی ببخشید؟
کوک: تو مگه چت شده ها ( عصبی
ر.ا: نمیبنی پام و دستم زخم شده
کوک: عهههه ، انگار چی شده
ر.ا: من زخمی شدم کمه؟ بجای اینکه متاسف باشی اینطوری ایی واقعا که
کوک: بسه ( بغلش کرد و بُردِش تو ماشین
ر.ا: منو کجا میبریییی؟؟!
کوک: .....

* فلش بک سمت ات *

ادامه دارد
ری اکت ندادی؟ 😐🗿
دیدگاه ها (۲)

#تناسخ_یک_مافیا#part7* فلش بک سمت ات* ات: آخيش بلاخره دوتاشو...

بنظرتون ادامه رو خوب ادامه بدم یا بد ) همینطوری این پستو گذا...

#تناسخ_یک_مافیا#part5~دَر میزنه~ات: کیههه؟ برو کنار ( آروم) ...

#تناسخ_یک_مافیا#part4~فردا صبح امارت تهیونگ~ تهیونگ: از خواب...

بهم رسیده

عشق چیز خوبیه پارت ۱۲ بادیگارد اومد بادیگارد : قربان فهمیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط