پارت

پارت۵
ویو جیهوپ
زنگ زدم اعضا بیان پیشم الان فقط اونا میتونن حالمو خوب کنن

چند مین بعد

اعضا سریع خودشونو رسوندن به بیمارستان و رفتن سمت جیهوپ

نامجون: چیشدهه؟؟؟

جین و جیمین: تروخدا یه چیزی بگو جیهوپ

جیهوپ: ه..همش تقصیر منه

تهیونگ: چی ؟!( داد)

جیهوپ:( همه چیو تعریف کرد)

جونگکوک: تو‌ چرا یه همچین کاری کردی ؟ نمیدونی ات افسردگی داره( عربدع)

جونگکوک وقتی حرف آخرشو زد ساکت شد

جیهوپ: ت..تو چی گفتی؟

جونگکوک: ق..قرار نبود بفهمی


فلش بک به چند ماه پیش

ات واقعا حالش بد بود و تنها کسی که میتونست باهاش حرف بزنه جونگکوک بود

جونگکوک: اوووو سلاممم اتی چه عجب اومدی اینجا ( بغلش کرد)

ات: راستش حالم خوب نیس عمو جونگکوک

جونگکوک: چیشدع نفسم ؟ میخوای باهام حرف بزنی ؟

ات: راستش عمو جونگکوک من.. خیلی وقته که افسردگی دارم و...هرروز داره بدتر میشه...و هیچکس نمیدونه

جونگکوک: چ..چی؟ چرا زودتر نگفتی عروسکم ؟

ات: متاسفم( گریه)

جونگکوک: هی هی عروسکم گریه نکن من کنارتم( بغلش کرد)

ات: عمو لطفاً...‌به بابام نگو

جونگکوک: چرا نفسم ؟

ات: نمیخام نگرانه من بشه

جونگکوک: قربونت برم که انقدر مهربونی باشه بهش نمیگم

پایان فلش بک
___زمان حال__

جونگکوک:( همه چیو تعریف کرد)

جیهوپ:( گریش گرفت)

تهیونگ: هی هی گریه نکن جیهوپ

جیهوپ: م..من بهش اعتماد نداشتم انقدر احمق بودم بعد اون برای اینکه نگران نشم بهم نگفت افسردگی داره ( گریه)

اعضا داشتن جیهوپو آروم میکردن که یهو.....


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۷)

پارت4جیهوپ رفت سمته ات و بغلش کرد و حتا نفهمید کی اشکاش ریخت...

سناریو⁦⁦⚆ᴥ⚆#درخواستیوقتی مستی و بهش میگی که بوست کنهنامجون: ...

سلاممممممم کیوتا 🐾میخام فیکایی که در اینده مینویسمو بهتون مع...

پارت ۵ات با بغض به جیهوپ نگاه کرد و یهو یه لبخند آروم زدات: ...

تک پارتی جیهوپ#درخواستیـــ تو به یه مهمونی دعوت شدی بعد تو ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط