دقیقا جریان من:((

دقیقا جریان من:((
خرابکاری کردم افتضاح
داشتم تو جمع صحبت میکردم رفته بودم بالای منبر سرپا داشتم شیرین زبونی میکردم خخخخ^_^ یکی پشت سرم وایساد منم فکر کردم دختر عمومه برگشتم محکم با مشتم کوبیدم تو شکمش(شوخی خرکی خخخخخخ )چشمتون روز بد نبینه پسر عموم بود که اتفاقی پشتم وایساد خخخخخ مشتم نصیب جای حساسش شد@_@ ابروی من که تو جمع رفت هییییچ اون بیچاره هم به خاطر ضایع بودن قسمت اسیب دیده صداش رو در نیاورد ^_^ فقط نمیدونم چرا امشب نیومد خونه خخخخخخخ خلاصه چشتون روز بد نبینه بعد اون یه گوشه کز کردم جیکم در نیومد:))))))))
دیدگاه ها (۲۱)

بدترین حس دنیا اینه که وقتی بیدار میشی هنوز از رو تخت بلند ن...

خوشحالی یعنی برای کم کردن روی پسر عموت بدون کمک کسی برای اول...

بچه ها لطفا این دوستمون رو لایک کنید تازه وارده ممنون هر کی ...

من میخوام خرس بشم:((((((

پارت ۲ بعد از اینکه مهمونا رفتن با ناراحتی سمت اتاقم رفتم و ...

لبخند قاتلپارت²¹ویو سلینتا چند دقیقه پشت پنجره خشک شده بودم....

رمان عشق ممنوع

فیک جدیییید...نخونی از دستش دادیاسم : هویت پنهانپارت ۱بازم ص...

برده عمارت جئون

Chapter 12"*frozen*_ پرنسس پاشو دیگه الانه که از نبودت بزنم ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت ۳

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط