گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی
کو رفیق راز داری ! کو دل پر طاقتی ؟
شمع وقتی داستانم را شنید آتش گرفت
شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتی
تا نسیم از شرح عشقم با خبر شد ، مست شد
غنچه ایدربادپرپرشدولی کو غیرتی ؟
گریه می کردم که زاهد در قنوتم خیره ماند
دور باد از خرمن ایمان عاشق آفتی
روزهایم را یکایک دیدم و دیدن نداشت
کاش بر آیینه بنشیند غبار حسرتی
بس که دامان بهاران گل به گل پژمرده شد
باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتی
من کجا و جرات بوسیدن لب های تو
آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتی
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه

عمریست دلم چو صید در بند شده ...ای دوست مگر قیمت دل چند شده...

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری ! ...

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری ! ...

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری ! ...

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتیکو رفیق راز داری! کو دل پ...

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتیکو رفیق راز داری! کو دل پ...

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتیکو رفیق راز داری! کو دل پ...

گفته بودی درد دل کن گاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری ! ...

گفته بودی درد دل کن گاه باهم صحبتی کو رفیق راز داری! کو دل پ...

گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتیکو رفیق راز دار...

گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتیکو رفیق راز دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط